نشسته غرق تماشای شیعیان خودش

کسی نیامده جز او سر قرار خودش

چه انتظار عجیبی است این که شب تا صبح

کسی قنوت بگیرد برای ظهور خودش

یا صاحب الزمان

اي به دامان ستاره نرگس

آمدي؟ ماه پاره ي نرگس

اي زشب تا سحر به خاطر تو

لحظه ها هم شماره ي نرگس

همه هستي در انتظار تو بود

اي رسول هزاره ي نرگس

عالمي مست نرگس مستت

اي به سينه شراره نرگس

همه كس غرق نيمه ي شعبان

همه جا جشنواره ي نرگس

اي حروف مقطع قرآن

اي سرود هماره ي نرگس

ميم و حا، ميم و دال، يعني تو

اي خبر اي گزاره ي نرگس

اي دل آراي سيزده معصوم

چارده استعاره ي نرگس

پرسش مخفيانه ي بابا!

پاسخ با اشاره ي نرگس!

مثل حيدر تولدت پنهان

كعبه ات در كناره ي نرگس

همه اسماء نور را خواندي

يك به يك تا شماره ي نرگس

اولين سجده ي تو ديدن داشت

پيش بهت نظاره ي نرگس

بهتر از آن ،شهادتينت بود

بهترين يادواره ي نرگس

كه زبَدو تولدش، نورش

مي رود تا ستاره ي نرگس

از لبت غنچه ي دعا مي ريخت

شيعه را تا بهاره ي نرگس

مادرت را به نام مي خواندي

تا كه بي استشاره ي نرگس

بوي ياس آمد و گل زهرا

رفت از گاهواره ي نرگس

رفت تا آسمان هفتم تا

گل كند ماه پاره ينرگس

ماند تا ساعتي دگر بر لب

خنده ي نيمه كاره ي نرگس

آن سزاوارتر زنرگس كيست؟

كه برد شيرخواره ي نرگس

شايد او پيش مادرش زهراست

بي نياز از نظاره ي نرگس

به خدا مي برد پناه اما

شد مجاب استجاره ي نرگس

غيبت كوچكش به سر آمد

چاره شد انتظاره ي نرگس

اي رخت غائب از نظر برگرد

چاره اي اي ستاره ي نرگس

مادرت را به هوش آوردي

اي حيات دوباره ي نرگس

واي از نرگس خيام حسين

كه زكف رفت چاره ي نرگس

گاهواره دوباره خالي شد

اين كجا، گاهواره ي نرگس

روي دست حسين بر مي گشت

جگر پاره پاره ي نرگس

چه ربابي چه مادري اي واي

معجر و گوشواره ي نرگس

سروده حاج محمود ژوليده